صدای باران
امروز
شرط 1000 درهمی
سلام به دوستای گلم
خوبین همتون
من دیدم همیشه متن میزارم خواستم یه تنوعی بشه
از این به بعد داستان میزارم
البته باید بگم یکم خفنه
هر جا دیدم دیگه خیلی داره....یا خذف میکنم یا دیگه اصلا بقیه
داستان رو نمیزارم
البته مونده به استقبال شماها
دوستان یه چیزه دیگه رو هم باید بگم این داستان رو از یه جایی برداشتم
که نوشته بودواقعیه
دیگه نمیدونم واقعا یا نه
بازم اگه کمکم کنین ممنون میشم
دوستان خیلی خیلی دوستون دارم
راستی عیدتونم مبارک
التماس دعا دارم
بارانی باشین
پدر معنای خوب زیستن
چه خوب بود در این دنیای وانفسا و در این خاکدان پست ، علی "ع" اینقد
ر مظلوم نبود و بیشتر از اینکه اورا دوست میداشتیم ، می شناختیمش
و شیعه و پیرو او بودیم .
چه خوب بود صد ها سال به عقب برمیگشتیم و به روزگار علی "ع" سفر
میکردیم و صبر ، حلم ، جوانمردی ،ایمان ، شجاعت و فداکاری های او را به
چشم میدیدیم و چه خوب بود ادمهایی چون او هرگز نمی مردند و همیشه پیش
چشم بشریت حاضر بودند و عطر عشق و صداقت می پراکندند .
هزار و چهار صد و اندی سال از ولادت و شهادت او می گذرد ، اما
هنوز انطور که باید و شاید شناخته نشده است . علی " ع " مانند منظومه ی
شمسی است که کهکشان های بسیار را در خود نهان دارد ، کهکشان هایی
که شاید هیچ وقت کشف نشوند . هر کس علی " ع"
را بشناسد ، رسول خدا "ص" و خدا را شناخته است . اما کیست که ادعا کند
او را تمام و کامل بشناسد ؟ حب علی و مهر او در جان ما ایرانی ها ریشه ای
دیرینه و محکم دارد ، همچنین پیروی از او و افتخار ما این است که شیعه ی اوییم .
خوشه به حال کسانی که نه در زبان بلکه در رفتار پیرو واقعی علی " ع " هستند .
روز ششم مرداد سالروز ولادت علی " ع " است که به صورت خود جوش به روز
پدر نامیده شده است . در واقع ولادت او بهانه ایست باری تجلیل از مردان و پدرانی
که مسوولیت سنگین یک خانواده را به دوش دارند . امروز پدر خوب میداند
که در کنار کار و تامین مخارج زندگی ، به تربیت فرزندان توجه ویژه داشته باشد .
او می داند که فرزند نیاز به محبت و عاطفه ی پدر دارد .
و در مقابل ، همسر و فرزندان هم باید بدانند که پدر خسته است و روز و شب
تلاش می کند تا شرمنده ی انها نشود . درود بر مردان و پدرانی که صادقانه و
شجاعانه با مشکلات زندگی نبرد میکنند و هیچ گاه شرافت و انسانیت
را به پول و مقام و...نمی فروشند و چه زیبا گفته است حافظ:
در مکتب حقایق ، پیش ادیب عشق هان ، ای پسر بکوش که روزی پدر شوی





و اما از حرفای خودم برای دوستان
سلام به همتون
خیلی خیلی دلم براتون تنگ شده بود
ممنون از همتون که روز به روز محببتون نسبت بهم بیشتر میشه
شرمنده از بعضی دوستان مثله اربابی و داداش مهدی گلم که دیر اپ کردم
باید همین جا اعتراف کنم که پسوردم رو فراموش کرده بودم برای همین
نتونستم روز مولود حضرت علی " ع " اپ کنم ولی میدونم که شما به
بزرگی خودتون منو میبخشین
دوستان از هموت به خاطره لطقی که در حقم میکنین و بهم سر میزنین
بی نهایت متشکرم البته یک معذرت خواهی به دوستان بده کارم اونم به
خاطره اینه که دیر به دیر بهشون سر میزنم
امیدوارم بازم ببخشینم
باید در همین جا روز مرد و پدر رو به همه ی داداشای گلم و به خصوص
پدر گرامی خودم
تبریک بگم





پدر ای معنای خوب زیستن
پدر ای واژه ی زیبای زندگی ام
تو همانی که اولین بار در میان دستانت معنای زیستن را اموختم .
تو همانی که بار اول دنیا را از زاویه ی چشمانت دیدم .
تو همانی که بار اول با قدمهایت جاده زندگی را پیمودم .
پدر ای معنای همه ی خوبی ها ، مهربانی ها ، محبت ها و رنجها و.....
ای که نخستین گامهای دانش را با قدمهای تو برداشتم .
ای که در تمام پیچ . خم های زندگی ام تنهایم نگذاشتی و پا به پای من امدی
و نگذاشتی لحظه ای پرنده ی کوچک دلم در گذر بی رحمانه ی زمان
هراسان شود .
پدر ای که نخستین نت جادویی مهر را در گوش دلم نواختی و من از
دریچه ی نگاهت قلبت را دیدم که چه زیبا می نواختی .
چه شب ها که بر بستر بیماری ام پا به پای مادر بیدار ماندی و
رازهای جاودانگی را سرودی.
چخ روها که اشکهای دلم را با دستان مهربانت پاک کردی و مرا از
راز گردش روزگاران در برابر روح اشفته ام اگاه ساختی .
وقتی که اولین قدمهای جوانی ام را برداشتم دستم را گرفتی ،
نگاهم کردی ، مرا بوسیدی ، در اغوشم کشیدی و در گوش دلم نوای
عشق را زمزمه کردی .
پدر ای همهی هستی من
بر دستان گرمت که از رنج روزگار پینه بسته با لبهایم محبتی را
که تو به من اموختی بوسه ی مهر می زنم .
مهری که تو نخستین بار در جامه ی احساساتم نهادی و اندوهم را
به شادمانی ، نومیدی را به نیک بختی و تنهایی ام را به فردوس برین ساختی .
می دانم اگر نبودی روحم در اهریمن زمان نابود می شد ، چون کودکی
هراسان که راه را گم کرده باشد .
ولی اکنون ای پادشاه روزها و شبهای زندگی ام بنگر که سپیده
سر زده و خورشید به زودی بر میخیزد .
اکنون از شادمانی لبریزم که دستهای تو مرا در برگرفته و روحم
را در اغوش کشیده و من خوش بختم زیرا که تو را دارم .
بابایی خودت که میدونی چقدر برام ارزش داری
خیلی دوستت دارم قدر ۱۰ تای بچه ها
بابی به خاطره همه ی زحمت هایی که برام میکشی ممنون
امیدوارم بتونم یه روزی این لطفت رو جبران کنم
بابی من این نوشته رو برای تو نوشتم میدونم که هر از گاهی به
بلاگم میای و سر میزنی واسه همین چون روم نشد رو در رو برات
بخونم اینجا مینویسم تا هر موقع اومدی اینجا بخونیش
راستی ۸ مرداد سالروز وفات حضرت زینب " س" رو به همتون تسلیت میگم
ممنون دوستان
بارانی باشین


کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by <-BlogId->.blogfa.com

