صدای باران
امروز
سلام ، سلام به بهترین کسی که فقط فقط امیدم به اوست
دلم برایت تنگ شده است ای بهترینم
در تمامی لحظات گذران زندگی به یاد تو هستم و بدون تو زندگی برایم معنای پوچ و بی مفهومی دارد
ای کسی که تمام خوبی های جهان را برایمان ارزومندی بیا که دوری از تو برایم طاقت فرساست
لحظه ها در گذرند و من میخواهم در جاده ی پر فراز و نشیب زندگی به حرکت در ایم تا در پیچ و خم
این جاده ها دنبال تو گردم تا شاید اثری از تو به چشم اید ولی میدانم که بیهودست
دلم میخواهد فریاد بزنم و به تو بگویم که چقدر دوستت دارم
تو تنها کسی هستی که هنگامی که در کنار تو هستم احساس ارامش فراموش نشدنی میکنم
احساس میکنم در اوج این اسمان ابی به پرواز در امده ام و با بال های پر از امید و ارزو
به سوی تو می ایم
تو را در جای جای زندگی ام احساس میکنم و از تو ای بهترینم می خواهم مرا حتی
لحظه ای به حال خود نگذاری
روزهای جمعه ، صبح زود از خواب بیدار میشوم و در کنار پنجره منتظر تو هستم
میدانم روزی می ایی و مرا در این دنیای فانی به حال خود رها نمیکنی
روزی که تو می ایی بهترین روز دنیاست
پایان تمام غم و غصه هاست
ولی ای کاش زود بیایی من دیگر طاقت دوری از تورا ندارم
وقتی که به دنیا امدم در کنارم بودی و بدون لحظه ای تردید همیشه کمک حالم
سالهای سال بدون اینکه خوب بشناسمت به صورتی نامرئی همراهم بودی
حتی لحظه ای ترکم نکردی
برای همین وقتی احساس میکنم که کسی وجود دارد که بدون هیچ گونه توقعی در مواقع
ضروری به سویم می شتابد ارام میشوم دیگر ان کودک دیروز نیستم که تو را فقط و فقط به خاطر کمک هایش
دوست داشت الان دختری 18 ساله هستم که می شناسمت و میدانم که سالها پیش فقط به خاطر ما
غائب شدی و روزی باز می گردی تا ما طرفدارانت بسویت بیاییم و از تو ما را از تمام سختی های زندگی برهانی
هم اکنون که نیستی ما در ارزویت هستیم و تمام نا عدالتی های جهان را برایت بازگو میکینم تا بدانی که امدنت ضروریست
همین هفته جمعه نیز باز منتظرت هستم تا شاید این دوری پایان پذیرد پس مرا چشم انتظار نگذار و بیش از این ناراحتم نکن
به امید ظهور اقا امام زمان
سلام به شما دوستان عزیز
نوشته ی بالایی دل نوشته ی خودمه از توی دفتر خاطراتم نوشتم
منم این میلاد بزرگ رو به همتون تبریک میگم
امیدوارم اومدن اقا زیاد طول نکشه
ممنون از همتون
بارانی باشین
شرط 1000 درهمی
سلام به دوستای گلم
خوبین همتون
من دیدم همیشه متن میزارم خواستم یه تنوعی بشه
از این به بعد داستان میزارم
البته باید بگم یکم خفنه
هر جا دیدم دیگه خیلی داره....یا خذف میکنم یا دیگه اصلا بقیه
داستان رو نمیزارم
البته مونده به استقبال شماها
دوستان یه چیزه دیگه رو هم باید بگم این داستان رو از یه جایی برداشتم
که نوشته بودواقعیه
دیگه نمیدونم واقعا یا نه
بازم اگه کمکم کنین ممنون میشم
دوستان خیلی خیلی دوستون دارم
راستی عیدتونم مبارک
التماس دعا دارم
بارانی باشین
پدر معنای خوب زیستن
چه خوب بود در این دنیای وانفسا و در این خاکدان پست ، علی "ع" اینقد
ر مظلوم نبود و بیشتر از اینکه اورا دوست میداشتیم ، می شناختیمش
و شیعه و پیرو او بودیم .
چه خوب بود صد ها سال به عقب برمیگشتیم و به روزگار علی "ع" سفر
میکردیم و صبر ، حلم ، جوانمردی ،ایمان ، شجاعت و فداکاری های او را به
چشم میدیدیم و چه خوب بود ادمهایی چون او هرگز نمی مردند و همیشه پیش
چشم بشریت حاضر بودند و عطر عشق و صداقت می پراکندند .
هزار و چهار صد و اندی سال از ولادت و شهادت او می گذرد ، اما
هنوز انطور که باید و شاید شناخته نشده است . علی " ع " مانند منظومه ی
شمسی است که کهکشان های بسیار را در خود نهان دارد ، کهکشان هایی
که شاید هیچ وقت کشف نشوند . هر کس علی " ع"
را بشناسد ، رسول خدا "ص" و خدا را شناخته است . اما کیست که ادعا کند
او را تمام و کامل بشناسد ؟ حب علی و مهر او در جان ما ایرانی ها ریشه ای
دیرینه و محکم دارد ، همچنین پیروی از او و افتخار ما این است که شیعه ی اوییم .
خوشه به حال کسانی که نه در زبان بلکه در رفتار پیرو واقعی علی " ع " هستند .
روز ششم مرداد سالروز ولادت علی " ع " است که به صورت خود جوش به روز
پدر نامیده شده است . در واقع ولادت او بهانه ایست باری تجلیل از مردان و پدرانی
که مسوولیت سنگین یک خانواده را به دوش دارند . امروز پدر خوب میداند
که در کنار کار و تامین مخارج زندگی ، به تربیت فرزندان توجه ویژه داشته باشد .
او می داند که فرزند نیاز به محبت و عاطفه ی پدر دارد .
و در مقابل ، همسر و فرزندان هم باید بدانند که پدر خسته است و روز و شب
تلاش می کند تا شرمنده ی انها نشود . درود بر مردان و پدرانی که صادقانه و
شجاعانه با مشکلات زندگی نبرد میکنند و هیچ گاه شرافت و انسانیت
را به پول و مقام و...نمی فروشند و چه زیبا گفته است حافظ:
در مکتب حقایق ، پیش ادیب عشق هان ، ای پسر بکوش که روزی پدر شوی





و اما از حرفای خودم برای دوستان
سلام به همتون
خیلی خیلی دلم براتون تنگ شده بود
ممنون از همتون که روز به روز محببتون نسبت بهم بیشتر میشه
شرمنده از بعضی دوستان مثله اربابی و داداش مهدی گلم که دیر اپ کردم
باید همین جا اعتراف کنم که پسوردم رو فراموش کرده بودم برای همین
نتونستم روز مولود حضرت علی " ع " اپ کنم ولی میدونم که شما به
بزرگی خودتون منو میبخشین
دوستان از هموت به خاطره لطقی که در حقم میکنین و بهم سر میزنین
بی نهایت متشکرم البته یک معذرت خواهی به دوستان بده کارم اونم به
خاطره اینه که دیر به دیر بهشون سر میزنم
امیدوارم بازم ببخشینم
باید در همین جا روز مرد و پدر رو به همه ی داداشای گلم و به خصوص
پدر گرامی خودم
تبریک بگم





پدر ای معنای خوب زیستن
پدر ای واژه ی زیبای زندگی ام
تو همانی که اولین بار در میان دستانت معنای زیستن را اموختم .
تو همانی که بار اول دنیا را از زاویه ی چشمانت دیدم .
تو همانی که بار اول با قدمهایت جاده زندگی را پیمودم .
پدر ای معنای همه ی خوبی ها ، مهربانی ها ، محبت ها و رنجها و.....
ای که نخستین گامهای دانش را با قدمهای تو برداشتم .
ای که در تمام پیچ . خم های زندگی ام تنهایم نگذاشتی و پا به پای من امدی
و نگذاشتی لحظه ای پرنده ی کوچک دلم در گذر بی رحمانه ی زمان
هراسان شود .
پدر ای که نخستین نت جادویی مهر را در گوش دلم نواختی و من از
دریچه ی نگاهت قلبت را دیدم که چه زیبا می نواختی .
چه شب ها که بر بستر بیماری ام پا به پای مادر بیدار ماندی و
رازهای جاودانگی را سرودی.
چخ روها که اشکهای دلم را با دستان مهربانت پاک کردی و مرا از
راز گردش روزگاران در برابر روح اشفته ام اگاه ساختی .
وقتی که اولین قدمهای جوانی ام را برداشتم دستم را گرفتی ،
نگاهم کردی ، مرا بوسیدی ، در اغوشم کشیدی و در گوش دلم نوای
عشق را زمزمه کردی .
پدر ای همهی هستی من
بر دستان گرمت که از رنج روزگار پینه بسته با لبهایم محبتی را
که تو به من اموختی بوسه ی مهر می زنم .
مهری که تو نخستین بار در جامه ی احساساتم نهادی و اندوهم را
به شادمانی ، نومیدی را به نیک بختی و تنهایی ام را به فردوس برین ساختی .
می دانم اگر نبودی روحم در اهریمن زمان نابود می شد ، چون کودکی
هراسان که راه را گم کرده باشد .
ولی اکنون ای پادشاه روزها و شبهای زندگی ام بنگر که سپیده
سر زده و خورشید به زودی بر میخیزد .
اکنون از شادمانی لبریزم که دستهای تو مرا در برگرفته و روحم
را در اغوش کشیده و من خوش بختم زیرا که تو را دارم .
بابایی خودت که میدونی چقدر برام ارزش داری
خیلی دوستت دارم قدر ۱۰ تای بچه ها
بابی به خاطره همه ی زحمت هایی که برام میکشی ممنون
امیدوارم بتونم یه روزی این لطفت رو جبران کنم
بابی من این نوشته رو برای تو نوشتم میدونم که هر از گاهی به
بلاگم میای و سر میزنی واسه همین چون روم نشد رو در رو برات
بخونم اینجا مینویسم تا هر موقع اومدی اینجا بخونیش
راستی ۸ مرداد سالروز وفات حضرت زینب " س" رو به همتون تسلیت میگم
ممنون دوستان
بارانی باشین


مادر
یک روز پسر بچه ای به آشپز خانه رفت و هنگامی که مادرش مشغول آماده کردن شام بود ،ورقی را به دست او داد.
مادر دستهایش را با پیش بندش خشک کرد و شروع به خواندن نوشته ای کرد که پسرش به او داده بود:
"زدن چمن ها:5 دلار؛تمیز کردن اتاقم در این هفته:1 دلار؛خرید کردن :50 سنت؛نگهداری از برادر کوچکم :25 سنت؛ بیرون بردن زباله ها :1 دلار؛
گرفتن نمرات بالا :5 دلار؛ تمیز کردن حیاط و جمع کردن برگ ها :2 دلار؛ جمع کل: 14 دلار و 75 سنت"
مادر به پسر که آنجا ایستاده بود و اطمینان داشت مادر همه چیز را با این نوشته به یاد آورده است،نگاهی کرد و قلمی برداشت و ورق را برگرداند و پشت آن نوشت:
"نه ماه بارداری:مجانی؛ تمام شب هایی که بالای سرت بیدار بودم و پرستاریت می کردم و برایت دعا می خواندم:مجانی؛
سختی که سالها به من دادی و اشک هایی که در طول این سال ها ریخته ام :مجانی؛تمام شب هایی که با دلهره و نگرانی برای آینده ی تو گذرانده ام :مجانی؛
غذا ،لباس، اسباب بازی ها و حتی پاک کردن بینی ات:مجانی؛
پسرم وقتی جمع کل را حساب کنی قیمت عشق من به دست می آید :مجانی"
وقتی پسر نوشته ی مادرش را خواند اشک در چشمانش جمع شد ،به مادر نگاه کرد و گفت:
"خیلی دوستت دارم"
مادر قلم را برداشت و با خط درشت روی همان ورق نوشت: "تسویه حساب شد





سلام دوستای عزیزم
امیدوارم خوب باشین
خیلی ممنون که توی این مدت تنهام نزاشتین
واقعا بهتون احتیاج داشتم
نمیدونم چطوری بهتون بگم که دوستون دارم
واقعا از همه ی دوستان ممنون به خصوص از اربابی و اقا شاهد گل وهمه
اخه اسم همتون که یادم نمیمونه اینجا بنویسم
میخواستم امروز این روز بزرگ رو به همه تبریک بگم و بگم عیدتون مبارک
و به ابجی های گلم هم روز زن رو تبریک بگم و هم به مادرای گلشون روز مادر رو
و به مادرای داداش های گلم هم این روز رو تبریک بگم
و از همه مهمتر به مادر گل گل گل خودم
امیدوارم همهی دختر خانوما و از جمله خودم بتونیم فاطمه ی زهرا رو الگو قرار بدیم
و از خدا ممنونم که یه مسلمون هستم و بانوی دو عالم الگوی من
خوب دوستان خوشحالم میکنین وقتی بهم سر میزنین
بارانی باشین
دنیای ما
روی گرد و خاکه
بیشتر دلا هلاکه
قحطی گلای پونست
تقدیرا دست زمونست
عهد و پیمونا شکسته
رشته ی دلا گسسته
تقویما رو ماه تیره
زندونا پر اسیره
ادما یا همه مردن
یا که مات و دل سپردن
عصر ما عصر فریبه
عصر اسما ی غریبه
عصر پژمردن گلدون
چترا ی سیاه تو بارون
مرگ اواز قناری
مرگ عکس یادگاری
تا دلت بخواد شکایت
غصه ها تا بی نهایت
دلای ادما تنگه
غصه هم گاهی قشنگه
چشما خونه ی سواله
مهربون شدن محاله
حک شده روی هر دیواری
که چرا دوسم نداری
خونه هامون پر نرده
پشت هر پنجره پرده
تا دلت بخواد مسافر
تا بخوای عاشق و شاعر
شبها سرد و بی عروسک
دلای شکسته از شک
زلفای خیلی پریشون
خط زدن رو اسم مجنون
شهری که سرش شلوغه
وعده هاش همش دروغه
چشمهای خیره به جاده
عشوه های نخریده
اسمونا پر دوده
قلب عاشقا کبوده
گونه ی گلدونا زرده
رفته و بر نمیگرده
ادما بی سر گذشتن
اهوها بدون دشتن
دفترا بدون امضا
ماهیا بدون دریا
تشنه ها هلاک آبن
همه حرفا بی جوابن
نصف زندگی نگاهه
بقیش همه گناهه
خدا رو انگاز گذاشتن
رو زمین و بر نداشتن
در و دیوارا سیاهه
ادرسامون اشتباهه
شب وروزا پر عادت
وقت که شد شاید عبادت
خدا ماله غصه هاته
وقتی غم داری خداته
روی ایینه ها غباره
شیشه ی پنجره تاره
بغضا بی صدا و کاله
همه از فکر وخیاله
قلک خوبیا خالی
مهربونیا خیالی
قفسا پر پرنده
لبای بدون خنده
نه شنیدنی نه گوشی
نه گلی نه گلفروشی
مرگ جشنای تولد
مرگ اون دلی که گم شد
خستگی بی اعتمادی
شک و تردید زیادی
امتحان مکرر
لونه های بی کبوتر
مشقامون بدون امضا
اسممون همیشه رسوا
نمره های عشقمون تک
بامامون بدون لک لک
همه غایب تو دفتر
مث بالای کبوتر
خونه ها بدون باغچه
بدون حافظ و طاقچه
نه برای عشق میلی
نه کسی به فکر لیلی
دیگه پشت در بسته
کسی بیدار ننشسته
نه کسی نه انتظاری
نه صداری بی قراری
واسه عاشقی که دیره
لااقل دلت نگیره
کاش تو قحطی شقایق
با بشیم سوار قایق
بشینیم بریم تو دریا
من و تو تنهای تنها
ماهیا خیلی امینن
نمیگن اگه ببینن
انقدر میریم که ساحل
از من و تو بشه غافل
قایق و باهم میرونیم
میریم اونجاها می مونیم
جایی که نه اسمونش
نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش
نه صدای گلفروشش
مث اینجا اهنی نیست
خوبه اما گفتنی نیست
پس ببین یادت بمونه
کسی ام اینو ندونه
زنده بودیم اگه فردا
وعده ی ما لب دریا
صبح پاشو بدون ساعت
که فراموش بشه عادت
نره از یادت تو زیبا
وعده ی ما لب دریا







سلام دوستای گلممممممممم
خیلی ممنون که مثل بلاگ قبلی تنهام نمیزارین
ولی این دفعه که این اپو میکنم خیلی دلم گرفته
یکی از بهترین دوستامو از دست دادم





دیروز دفنش کردیم


از دست دادن دوستی که ۶ ساله باهمی خیلی سخته از این به بعد باید جای
خالیشو توی کلاس تحمل کنم واقعا سخته خودشم خیلی سخت
اخه سنی نداشت که خدا دعوتش کد پیش خودش
البته شاید صلاحی بوده ولی نهههههههههههههههههههههه
فقط ۱۷ سالش بود واقعا سخته
خیلی حالم بده


احساس میکنم به اخر خط رسیدم
گفتم اگه با شما دوستای خوبم باشم کمتر احساس تنهایی میکنم
میدونم این دفعه هم تنهام نمیزارین
خیلی خیلی دوستون دارم
اگه کوتاهی کردم یه مدت بهتون سر نزدم ازم دلخور نباشین اخه به خدا حاله درست حسابی ندارم
ممنون از همتون


تبریک به بهترین ابجی دنیا به خاطر نامزدیش
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون امدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
بالای خو در ایینه ی چشم من ببین تا با خبر ز علم بالا کنم تو را
مستانه کاش در حرم و دیر بگذری تا قبله گاه دل و ترسا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم خورشید کعبه ، ماه کلیسا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من ده یک جا فدای قامت رعنا کنم تو را
زیبا شود به کار گه عشق کار من هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را



سلام به همه ی دوستان گلم
بلاگ قبلی من در اثر عقده ای بودن بعضی ها هک شده 



البته مهم نیست چون برای من شما دوستان مهم هستین نه صفحه بلاگ
همین که تونستم توی این زمان کم و توی عالم مجازی دوستان خوبی
مثل شما داشته باشم برای من با ارزش تر هر چیزی توی زندگیم هست
خیلی ممنون از همه دوستان که همیشه همراهم بودین امیدوارم توی
بهتر شدن این بلاگم هم بهم کمکم کنین
دوستتون دارم
راستی یه خبر برای همه دوستای گلممممممممممممم
بچه ها ابجی زینب (دیوار سکوت) نامزد کرده رفته بود مکه از اونجا که
برگشته نامزد کرده نمیدونین وقتی شنیدم چقدر خوشحال شدم
واسه ابجی گلم و اقا دوماد ( اقا جواد ) که امیدوارم اشتباه نکرده باشم
ارزوی بهترین ها دارم امیدوارم در کنار هم و با هدف مشترک زندگی
خودشونو شروع کنن
من زیاد حرف زدم
به قول ارباب جون فیلا
بارانی باشین
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by <-BlogId->.blogfa.com


